تبليغاتX
حلقه وصل

مهمانان خارجي هشتمين جشنواره بين‌المللي برنامه‌هاي راديويي در سومين روز از حضورشان در ايران، از دانشكده صدا و سيما بازديد كردند و در نشستي با حضور رييس ومديران اين دانشكده حاضر شدند.

به گزارش خبرنگار سرويس راديو ايسنا، دكتر قاروني ـ معاون آموزشي دانشكده صدا و سيما ـ و دكتر همراز ـ مدير گروه راديو دانشگاه ـ افرادي بودند كه مهمانان خارجي جشنواره راديو را در بازديد از استوديو صداي آنالوگ و ترانسفر و رژي استوديو تلويزيوني «يك» همراهي كردند.

مهمانان خارجي جشنواره پس از بازديد از دانشكده صدا و سيما كه به‌دليل كمبود وقت به مكان‌هاي كمي محدود شده در نشستي تخصصي با حضور حسيني رييس دانشكده صدا و سيما، جمعي از اساتيد و دانشجويان اين دانشكده حاضر شدند. ادامه++++

 

+ نوشته شده در 86/02/28 و ساعت 2:33 |

دیروز قرار بود از ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر در دانشکده صدا و سیما کارگاه آموزشی برگزار شود من هم مثل بقیه خودم را ساعت ۹ صبح به دانشکده رساندم چون مباحثی که از قبل اعلام شده بود مباحث فوق العاده جالبی بود و نمی خواستم هیچکدام را از دست بدهم اما ...

اما وقتی به دانشکده رسیدم دیدم خبری نیست که نیست بعد فهمیدم طوفان دیشب چه کارها که نکرده ...

بالاخره بعد از پرس و جوی زیاد فهمیدیدم که کارگاه قرار است ساعت ۱۵ تشکیل شود دوباره از ساعت ۱۴/۳۰ من به اتفاق دانشجویان دیگر در کارگاه دانشکده منتظر بودیم که حرفهای بسیار جالب این اساتید رو بشنویم اما این بار هم کارگاه ۳۰/۱۶ شروع شد ادامه++++

+ نوشته شده در 86/02/25 و ساعت 20:50 |

امروز در كلاس ارتباطات ميان فرهنگي دكتر بشير ميزبان دكتر سمتي بوديم. دكتر سمتي دو ساعتي صحبت كرد. سعي مي كنم شما را در چكيده اي از اين بحث سهيم كنم.  دكتر سمتي از ضد جريان contra flow  گفت. جريان اطلاعات هميشه از شمال به جنوب بوده يا از غرب به شرق، حالا يك بحثي هست به نام ضد جريان يعني از جنوب به شمال. محصولات رسانه اي كه از جنوب به شمال مي رود. مثل فيلمهاي هندي در اروپا و يا الجزيره و...

آيا اين ضد جريان مي تواند westernization را خنثي كند و يا  easternization  را ايجاد كند. گروهي به جاي جريان غربي شدن از جهاني شدن  globalization صحبت مي كنند يعني معناي منفي كه در westernization هست را خنثي مي كنند.

ما امروز در دنيا با global media events  مواجهيم مثل جشنواره كن، اسكار، جام جهاني فوتبال و از اين قبيل كه همه مردم دنيا با فرهنگهاي مختلف در آن شريكند و به اصطلاح   share mediated experiences  ...

جهاني شدن جنبه هاي منفي هم دارد. مثل برخورد تمدن ها ...

اين جهاني شدن يك نوع فرهنگ عامه جهانيglobal popular culture  را ايجاد كرده است. دكتر سمتي مي گفت تحقيقي شده در عربستان و ديدند كه در بسياري از ارتباطات ميان فردي در اين كشور كه بوسيله موبايل بوده چيزهاي مستهجن رد و بدل شده است و اين مقامات اين كشور را نگران كرده است. ادامه+++++

+ نوشته شده در 86/02/24 و ساعت 23:57 |
خيلي سخت نيست! كافي است تمام چيزهايي را كه تا به‌حال بديهي فرض مي‌كرديد كنار بگذاريد و سعي كنيد به هر چيزي از يك زاويه جديد نگاه كنيد.

ژول ورن خودش اهل مسافرت نبوده، اما توي داستان‌هايش همه‌جا رفته است؛ از عمق 20000 گره دريايي در زير درياها گرفته تا اوج كرة ماه.‌ به همه‌جا سرك كشيده است. ايده‌ها و داستان‌هاي عجيب اين نويسنده را در زمان حياتش خيلي‌ها مورد تمسخر قرار ‌دادند، اما او هميشه با دو جمله، دهان همه را مي‌بست: «هر چه براي يك انسان قابل تصور باشد، براي انسان ديگري قابل‌دستيابي است».

و حالا نمونه‌هاي زيردريايي «ورن» واقعا وجود دارد. به افتخار ژول ورن و به افتخار تصور خلاقش!

در اواسط دهه 70 میلادی يک روان‌شناس نظريه‌پردازِ هوش به نام گيلفورد، بعد از مطالعات بسيار، يک مکعب چهار در پنج در شش کشيد  و تمام اضلاعش را نام‌گذاری کرد. مکعب او از 120 مربع ريز تشکيل شده بود.

گيلفورد معتقد بود: اين است اجزای هوش آدمي! به همين وسعت و پيچيدگي. اما چيزي که توجه روان‌شناسان بعدي را جلب کرد، نام دو ضلع از اضلاع بالايي اين مکعب پيچيده بود؛ نام‌هايي که اولين بار گيلفورد مطرح کرده بود: تفکر واگرا و تفکر همگرا.ادامه++++

+ نوشته شده در 86/02/19 و ساعت 9:59 |

گزارش سالانه رسانه هاي آن لاين در سايت  www.journalism.org        ديده ايد. گزارش مفصل و جالبي دارد. مخصوصا وب2 و مطالب مربوط به عادات كاربران و وبلاگ براي تحقيقم قابل استفاده بود.

براي بسياري از تحليل گران صنعت رسانه اي سال 2006 سال تاثير گذاري جدي وب2 بر رسانه هاي آن لاين بوده است. بعضي سايتها كه قرار بود يك مجله اينترنتي باشند در اين سال به وب2 تبديل شدند. براي مثال سايت سالون www.solon.com    كه سال 95  قرار بود يك نشريه اينترنتي باشد حالا شعارش شده اينكه شما با سالون مستقيما از روزنامه نگاري مستقل حمايت مي كنيد.روزنامه نگاري شهروندي به عنوان بخشي از روزنامه نگاري آن لاين در سال گذشته رشدي قابل توجه داشته است.

در مورد وبلاگ آمار رشد مطالعه وبلاگ از سال 2004 تا 2006 نشان مي دهد كه وبلاگ دارد به يك مقوله جدي در عرصه رسانه ها تبديل مي شود. امروز در آمريكا تقريبا 57 مليون نفر وبلاگ مي خوانند. از صد وبلاگ برتر آمريكا، 34 درصد اخبار و مسائل مربوط به تكنولوژي را پوشش مي دهد، 26 درصد فرهنگي است و 25 درصد سياسي است و 3 درصد هم شخصي است. فضاي وبلاگها بعد از يازده سپتامبر متاثر از شرايط سياسي آن زمان كاملا همراه با نئو محافظه كاران بوده است. در مورد درامد زايي هم آمارهاي جالبي وجود دارد. البته درامد زايي وبلاگ تنها منحصر به تبليغات نيست. وبلاگهايي هستند كه پول مي گيرند و به نفع فلان شركت توليدي يا حزب سياسي پروپاگاندا مي كنند و اين كار تقريبا علني هم هست. به نظرم دلايل گرايش به فضاي سايبر و عادات كاربران اينترنت در آمريكا مي تواند چارچوب تحقيقي براي ما باشد در ايران. مثلا اس ام اس را ببينيد كه خيلي جاها فقط براي مسائل فوري است اما اينجا يكي از اركان سرگرمي به شمار مي رود. خيلي از ما هر وقت اس ام اسي دريافت مي كنيم لبخند مي زنيم كه "حتما يه جوك جديد است." انگيزه هاي كاربران در آمريكا تقريبا هرسال مورد بررسي قرار مي گيرد. در مورد وبلاگ سال گذشته مهمترين انگيزه "بيان خود" بود با 52 درصد و درامد زايي از وبلاگ كمترين درصد را داشت با 7 درصد. متن اصلی اینجا++++

+ نوشته شده در 86/02/19 و ساعت 9:56 |
تاريخچه پيدايش سواد رسانه اي به سال 1965 باز مي گردد. مارشال مك لوهان، اولين بار در كتاب خود تحت عنوان "درك رسانه: توسعه ابعاد وجودي انسان" (Understanding Media: The extension of manاين واژه را به كار برده است. مك لوهان معتقد بود:‌ زماني كه دهكده جهاني فرا رسد بايد انسانها به سواد جديدي به نام سواد رسانه اي دست يابند (صديق بناي، 1385، آن لاين). از لحاظ نظري نيز، افراد باسواد رسانه اي، در برابر اطلاعات رسانه اي، آسيب پذيري كمتري دارند زيرا پيامهايي را كه به منظور تاثيرگذاري بر آنها طراحي و ارسال شده را  -در سطوح مختلف- مورد شناسايي قرار مي دهند. با آگاهي يافتن نسبت به چگونگي ايجاد اطلاعات توسط رسانه ها، حتي كودكان نيز قادر خواهند بود در دنياي شان خودمختاري بيشتري داشته باشند. به علاوه معلمان و اساتيدي كه مهارت هاي سواد رسانه اي را كسب مي كنند مي توانند به اشاعه دهندگان اطلاعاتي تاثيرگذارتري تبديل شده و فاصله ميان برنامه هاي آموزشي و برنامه هاي اجتماعي را بردارند، و نهايتا به مصرف كنندگان (مخاطبان) منتقد و تيزبيني با تفكر انتقادي مبدل گردند. (Angell, 2005, P.4) ادامه++++

+ نوشته شده در 86/02/19 و ساعت 9:53 |
هرچند رسانه ها در دوران کنونی مفهومی فرامتنی یافته اند، اما در دوران پیش رو نیز دستخوش تحولات عمده ای خواهند شد. چارچوب استراتژیک رسانه ها در آینده، چیزی است که در گزارش سایت اکتشافات [مربوط به] آینده، آورده شده است. در این چارچوب، دو دسته از رسانه ها با عنوان رسانه های اصلی (=mainstream media) و رسانه های اجتماعی (=social media) مورد بحث قرار گرفته است. دسترس پذیری، تولید، سازگاری و گرایش به حرفه ای شدن از مولفه های رسانه های اصلی (نوع اول) و نمایش خود، وابستگی، تفسیر به رای، و [خاصیت] محاوره، از مشخصه های رسانه های اجتماعی (نوع دوم) می باشد.

   تصویر زیر که شمایی کلی از تولیدکنندگان فعال و مصرف کنندگان منفعل را در گذشته به تصویر کشیده، در تلاش است تا قالب (=format)، توزیع (=distribution)، محتوا(=contnet) و منافع بازار (=revenue) هرکدام را در چرخه تعامل میان فرآیندهای جهانی شدن و بومی شدن، در جهان آینده نیز بیان کند.

ادامه+++++

+ نوشته شده در 86/02/19 و ساعت 9:49 |
نویسنده: بچه آدم
سه شنبه 4 ارديبهشت1386 ساعت: 11:51
شايد كه حال و كار دگر سان كنم
هرچ آن به است قصد سوي آن كنم

ياران حلقه وصل كه فئه قليله ايد، مردان مردي كه چون عياران بيدار دل سختي صعب روزگار غريب را با رادي و نيكي مي گذرانيد.

سيمرغ همين شما همين چند تنيد
اين جمع رفيق و يكدله، چون آهنيد
پولادوشانيد و بهارينه دليد
بر صخره روزگار معراج گليد

مي شد نقد بي كينه و طنز آبگينه صفت و تنقيح از سر مهر باشد كلام آن كس كه زحمت اصحاب كهف را در دوران خاموشي و فراموشي به سيخ كفر كشيده است؟ نه! بي شك نه! بگذريم، كه سخت است باور اين نكته اما، باري، انتظار انسانيت از نااهلان چون تلاش نگهداري گردكان مي نمايد بر گنبد روزگار كج مدار.
بگذريم، اگر زيودار اين طور مي خواهد، بسم الله:

زيوي كه به دار نار آويز شده است
چنگيز صفت خولي خونريز شده است
اين شبرو بي خبر ز سبزينه و عشق
بر روي بهار زخم پاييز شده است
*
اين ديو كه زرت او بسي قمصور است
داراي دوصد جراحت ناسور است
اين ديو كه دار نقطه بر دالش كرد
در حلقه وصل، وصله اي ناجور است
*
ياران به مرافقت چو ديدار كنيد
يادي ز خسي به زيو بر دار كنيد
راهي است طريق عشق و در آن همگي
بر حلقه وصل فخر بسيار كنيد


اگر خيري و خيرخواهي اي در كلام زيودار بوده است و ما به ناروا بردارش كرديم، خوب است اعاده حيثيت كند و به راه برگردد. چراكه كلوخ انداز را پاداش سنگ است و آن كه بر سي مرغ جوياي سيمرغ سنگ طعن مي اندازد و در اطراف حلقه وصل ما به گمان باطل بذر نفاق مي افشاند، جز تندبادي طوفاني نخواهد درويد.

زنده باشيد
حلقه وصل@ ارادت، مستقيم، در اول
+ نوشته شده در 86/02/09 و ساعت 20:9 |